اطلاعیه: از همه ایران دوستان عزیز دعوت می‌کنیم در ایجاد و به‌روزرسانی صفحات جاویدنامان همیاری نمایند. در حال حاضر میتوانید بدون عضویت در ثبت تاریخ کمک نمایید.

غزل جان‌قربان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌یاد
Editor 1 (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
Editor 1 (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
 
خط ۴: خط ۴:
غزل جانقربان جوانی پر از امید و آینده بود که به دلیل علاقه شدید به تحصیل و کامپیوتر، در رشته کامپیوتر هنرجو بود. او تک‌فرزند خانواده بود و والدینش تمام امید و زندگی‌شان را به او بسته بودند.<ref name="iranintl" /><ref name="radiofarda" />
غزل جانقربان جوانی پر از امید و آینده بود که به دلیل علاقه شدید به تحصیل و کامپیوتر، در رشته کامپیوتر هنرجو بود. او تک‌فرزند خانواده بود و والدینش تمام امید و زندگی‌شان را به او بسته بودند.<ref name="iranintl" /><ref name="radiofarda" />


پیکر او پس از چند روز بی‌خبری و فشار شدید امنیتی به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری او تحت نظارت شدید نیروهای اطلاعاتی برگزار گردید. مادر غزل در مراسم چهلم او با چشمانی اشک‌بار از دخترش یاد کرد و گفت که او همیشه شاد و پر از زندگی بود.<ref name="tavaana" /><ref name="manoto" />
پیکر او پس از چند روز بی‌خبری و فشار شدید امنیتی به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری او تحت نظارت شدید نیروهای اطلاعاتی برگزار گردید. مادر غزل در مراسم چهلم او با چشمانی اشک‌بار از دخترش یاد کرد و گفت که او همیشه شاد و پر از زندگی بود.<ref name="tavaana" /><ref name="manoto" /><ref name="instagram" />
 
 


مراسم چهلم جاوید نام غزل جانقربان در باغ رضوان اصفهان اصفهان برگزار شد.‌ مادرش چندی پیش نوشته بود:<blockquote> «غزل من، دختر من، همه دنیای من، ميان من و باباش قدم مى‌زد... امن‌ترين جاى دنيا. سه گوی آتشین آمد، بى هوا، بى رحم، بدون خطا. به كمر، پهلو و پاهایش خورد و فقط گفت: «آخ بابا...»  همه‌ی آينده‌اى كه برايش خواب ديده بودم، همان جا روى زمين افتاد.»<ref name="tavaana" /></blockquote>
مراسم چهلم جاوید نام غزل جانقربان در باغ رضوان اصفهان اصفهان برگزار شد.‌ مادرش چندی پیش نوشته بود:<blockquote> «غزل من، دختر من، همه دنیای من، ميان من و باباش قدم مى‌زد... امن‌ترين جاى دنيا. سه گوی آتشین آمد، بى هوا، بى رحم، بدون خطا. به كمر، پهلو و پاهایش خورد و فقط گفت: «آخ بابا...»  همه‌ی آينده‌اى كه برايش خواب ديده بودم، همان جا روى زمين افتاد.»<ref name="tavaana" /></blockquote>

نسخهٔ کنونی تا ۲۶ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۳۸

غزل جان‌قربان

غزل جانقربان، نوجوان ۱۵ ساله متولد (۹ خرداد ۱۳۸۹)، هنرجوی رشته کامپیوتر و تک‌فرزند خانواده، شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات دی‌ماه همراه با پدر و مادرش در اعتراضات شرکت کرد، نزدیک زاینده‌رود اصفهان با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی و در حالی که در آغوش مادرش بود جان باخت.[۱][۲][۳]

غزل جانقربان جوانی پر از امید و آینده بود که به دلیل علاقه شدید به تحصیل و کامپیوتر، در رشته کامپیوتر هنرجو بود. او تک‌فرزند خانواده بود و والدینش تمام امید و زندگی‌شان را به او بسته بودند.[۱][۴]

پیکر او پس از چند روز بی‌خبری و فشار شدید امنیتی به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری او تحت نظارت شدید نیروهای اطلاعاتی برگزار گردید. مادر غزل در مراسم چهلم او با چشمانی اشک‌بار از دخترش یاد کرد و گفت که او همیشه شاد و پر از زندگی بود.[۳][۲][۵]


مراسم چهلم جاوید نام غزل جانقربان در باغ رضوان اصفهان اصفهان برگزار شد.‌ مادرش چندی پیش نوشته بود:

«غزل من، دختر من، همه دنیای من، ميان من و باباش قدم مى‌زد... امن‌ترين جاى دنيا. سه گوی آتشین آمد، بى هوا، بى رحم، بدون خطا. به كمر، پهلو و پاهایش خورد و فقط گفت: «آخ بابا...» همه‌ی آينده‌اى كه برايش خواب ديده بودم، همان جا روى زمين افتاد.»[۳]