اطلاعیه: از همه ایران دوستان عزیز دعوت می‌کنیم در ایجاد و به‌روزرسانی صفحات جاویدنامان همیاری نمایند. در حال حاضر میتوانید بدون عضویت در ثبت تاریخ کمک نمایید.

غزل جان‌قربان: تفاوت میان نسخه‌ها

از ویکی‌یاد
Editor 1 (بحث | مشارکت‌ها)
جزبدون خلاصۀ ویرایش
Editor 1 (بحث | مشارکت‌ها)
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۱: خط ۱:
[[پرونده:غزل جان‌قربان.jpg|بندانگشتی|غزل جان‌قربان]]'''غزل جانقربان'''، ۱۵ ساله (متولد ۹ خرداد ۱۳۸۹)، هنرجوی رشته کامپیوتر و تک‌فرزند خانواده، شامگاه ۱۹ دی نزدیک زاینده‌رود اصفهان با پدر و مادرش در اعتراضات شرکت کرد و با اصابت سه گلوله ماموران جان باخت.
[[پرونده:غزل جان‌قربان.jpg|بندانگشتی|غزل جان‌قربان]]
'''غزل جانقربان'''، نوجوان ۱۵ ساله متولد (۹ خرداد ۱۳۸۹)، هنرجوی رشته کامپیوتر و تک‌فرزند خانواده، شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات دی‌ماه همراه با پدر و مادرش در اعتراضات شرکت کرد، نزدیک زاینده‌رود اصفهان با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی و در حالی که در آغوش مادرش بود جان باخت.<ref name="iranintl" /><ref name="manoto" /><ref name="tavaana" />


https://www.iranintl.com/202602046757
غزل جانقربان جوانی پر از امید و آینده بود که به دلیل علاقه شدید به تحصیل و کامپیوتر، در رشته کامپیوتر هنرجو بود. او تک‌فرزند خانواده بود و والدینش تمام امید و زندگی‌شان را به او بسته بودند.<ref name="iranintl" /><ref name="radiofarda" />


https://www.instagram.com/reel/DT-ZdAokwzA/
پیکر او پس از چند روز بی‌خبری و فشار شدید امنیتی به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری او تحت نظارت شدید نیروهای اطلاعاتی برگزار گردید. مادر غزل در مراسم چهلم او با چشمانی اشک‌بار از دخترش یاد کرد و گفت که او همیشه شاد و پر از زندگی بود.<ref name="tavaana" /><ref name="manoto" />


https://x.com/ManotoNews/status/2015773513991279082?s=20
مراسم چهلم جاوید نام غزل جانقربان در باغ رضوان اصفهان اصفهان برگزار شد.‌ مادرش چندی پیش نوشته بود:<blockquote> «غزل من، دختر من، همه دنیای من، ميان من و باباش قدم مى‌زد... امن‌ترين جاى دنيا. سه گوی آتشین آمد، بى هوا، بى رحم، بدون خطا. به كمر، پهلو و پاهایش خورد و فقط گفت: «آخ بابا...»  همه‌ی آينده‌اى كه برايش خواب ديده بودم، همان جا روى زمين افتاد.»<ref name="tavaana" /></blockquote>


https://x.com/Tavaana/status/2025487211555443139?s=20
== منابع ==
 
<references>
https://x.com/RadioFarda_/status/2027415785447022966?s=20
<ref name="iranintl">[https://www.iranintl.com/202602046757 غزل جانقربان، نوجوان ۱۵ ساله، ۱۹ دی در نزدیکی زاینده‌رود اصفهان کشته شد]، ایران اینترنشنال</ref>
{{ترتیب:جان‌قربان غزل}}
<ref name="instagram">[https://www.instagram.com/reel/DT-ZdAokwzA/ پست اینستاگرام دربارهٔ غزل جانقربان، ۱۵ ساله کشته‌شده در اعتراضات اصفهان] منوتو</ref>
<ref name="manoto">[https://x.com/ManotoNews/status/2015773513991279082 غزل جانقربان، نوجوان ۱۵ ساله، در اعتراضات اصفهان کشته شد]، منوتو</ref>
<ref name="tavaana">[https://x.com/Tavaana/status/2025487211555443139 مراسم چهلم غزل جانقربان، نوجوان ۱۵ ساله کشته‌شده در اصفهان]، توانا</ref>
<ref name="radiofarda">[https://x.com/RadioFarda_/status/2027415785447022966 گزارش رادیو فردا دربارهٔ غزل جانقربان، نوجوان ۱۵ ساله]</ref>
</references>
{{ترتیب:جانقربان غزل}}
[[رده:خیزش دی 1404]]
[[رده:خیزش دی 1404]]
[[رده:کودکان کشته شده خیزش دی ۱۴۰۴]]
[[رده:کودکان کشته شده خیزش دی ۱۴۰۴]]

نسخهٔ ۲۶ آوریل ۲۰۲۶، ساعت ۱۴:۳۷

غزل جان‌قربان

غزل جانقربان، نوجوان ۱۵ ساله متولد (۹ خرداد ۱۳۸۹)، هنرجوی رشته کامپیوتر و تک‌فرزند خانواده، شامگاه ۱۹ دی‌ماه ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات دی‌ماه همراه با پدر و مادرش در اعتراضات شرکت کرد، نزدیک زاینده‌رود اصفهان با شلیک مستقیم گلوله جنگی نیروهای سرکوبگر جمهوری اسلامی و در حالی که در آغوش مادرش بود جان باخت.[۱][۲][۳]

غزل جانقربان جوانی پر از امید و آینده بود که به دلیل علاقه شدید به تحصیل و کامپیوتر، در رشته کامپیوتر هنرجو بود. او تک‌فرزند خانواده بود و والدینش تمام امید و زندگی‌شان را به او بسته بودند.[۱][۴]

پیکر او پس از چند روز بی‌خبری و فشار شدید امنیتی به خانواده تحویل داده شد و مراسم خاکسپاری او تحت نظارت شدید نیروهای اطلاعاتی برگزار گردید. مادر غزل در مراسم چهلم او با چشمانی اشک‌بار از دخترش یاد کرد و گفت که او همیشه شاد و پر از زندگی بود.[۳][۲]

مراسم چهلم جاوید نام غزل جانقربان در باغ رضوان اصفهان اصفهان برگزار شد.‌ مادرش چندی پیش نوشته بود:

«غزل من، دختر من، همه دنیای من، ميان من و باباش قدم مى‌زد... امن‌ترين جاى دنيا. سه گوی آتشین آمد، بى هوا، بى رحم، بدون خطا. به كمر، پهلو و پاهایش خورد و فقط گفت: «آخ بابا...» همه‌ی آينده‌اى كه برايش خواب ديده بودم، همان جا روى زمين افتاد.»[۳]

منابع

خطای یادکرد:برچسپ <ref> که با نام «instagram» درون <references> تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده است.